پانزده آذر روز دانشجو را همراه با حضور کم‌رنگ برخی و البته پررنگ تر یک یا دو دانشگاه کیش گذراندیم، اما آیا می‌شود از حال و اوضاع دانشجویان این روز هم گذشت؟

آیا مسئولانی که وعده به دانشجویان می‌دهند به وعده‌های خود عمل کرده‌اند؟

من از افسانه‌های پیشین و تفاسیر آینده نقل نمی‌کنم، مسائل و مشکلات دانشجویانی را به قلم کشیده‌ام که کم‌وبیش همه ما با آن مشکلات آشنایی داریم اما شاید اولویت‌ها اجازه نمی‌دهند که صدای دانشجو شنیده شود.سخن را کوتاه و به اصل این داستان بلند می‌پردازم، گوشه‌کنار این جزیره مرجانی، پنج دانشگاه بین‌المللی در حال فعالیت است، اما یک سؤال؟ امکانات این دانشگاه‌ها نیز بین‌المللی است؟ آیا اهداف آن نیز مانند دانشگاه‌های خارج از کشور یکسان است یا بازهم خون‌ها تلخ و شیرین می‌شود؟

زمانی را به یاد دارم که وقتی صحبت از پردیس‌های کیش به میان می‌آمد رتبه و رسیدگی بالای آن نیز به همراهش شنیده می‌شد و حتی علاوه بر ایرانیان دانشجویان خارجی بسیاری را به خود جذب می‌کرد اما، کیش در این موضوع هم ضعیف شده و دیگر دانشگاه‌های کیش تنها نام بین‌المللی را با خود یدک می‌شکند.

دیگر از آن زمان  ها گذشته و صدای خستگی دانشگاه‌های جزیره به گوش می‌رسد، یا شاید هم این دانشگاه‌ها نیستند که حالشان خوب نیست، بلکه خستگی آنها با عدم جوان‌گرایی در سیستم مدیریتی گروه خورده است، چراکه اگر نیم‌نگاهی به دانشجویان و کیفیت آموزشی آنها بیندازیم به این موضوع پی خواهیم برد که خود در حال نابود کردن استعدادها هستیم.

درگذشته اگر دانشجویی قدم به کلاس درس می‌گذاشت می‌دانست که قطعاً چندین سال بعد از او در پست‌های دولتی یا خصوصی استفاده خواهد شد اما اکنون کلاس درس حکم پیش‌نیاز جلسه خواستگاری است که بگویند داماد مهندس است!

روز دانشجو را جشن گرفتید و تمام شد اما آیا نمی‌خواهید به وضع اشتغال جوانان نگاهی جدی‌تر داشته باشید؟

مگر یک تحصیل‌کرده سرزمین اصلی چه‌کار ویژه‌ای برایتان انجام داده که یک کیشوند قادر به انجام همان کار نیست؟ مگر شعارتان در جزیره کیش ایجاد پل ارتباطی با دنیا نبود، پس چرا دانشجو مملکت من در رستوران کار می‌کند یا عکاس تور دور جزیره است آن‌هم با مدرک تحصیلی و نمرات ممتاز! اکنون شعار شما چیست؟

سؤال من اینجاست که اگر همان دانشجو آقازاده یک مسئول در کیش باشد باز از همان عینک به آن نگاه می‌شود؟ چراکه از این موارد و انتصاب‌ها بسیار دیده‌ایم، به دنبال آن نیستیم که اشخاص را زیر ذره‌بین برده یا شایسته‌سالاری را از یاد ببریم، فقط به دنبال روزن‌هایی هستیم که صدای دانشجو بیشتر به گوش برسد.

اما، سخنی با مدیرعامل منطقه آزاد کیش...
جناب آقای مدیرعامل، به جزیره "زیبای" کیش خوش‌آمدید، شما اصل شفافیت را به خوبی می‌شناسید و وعده داده‌اید که بسیاری از مشکلات را نیز بر اساس اصل شفافیت و با حفظ محرمانگی که در قانون اساسی نیز به آن اشاره‌شده است حل خواهید کرد، به همین سبب بهتر است نگاهی به پیشوندهای یکسانی که در مجموعه شما بر پست‌های مدیریتی تکیه زده‌اند انداخته و عدم نگاه تخصصی به استخدام را از نزدیک ببینید چراکه این امر مسبب حل بسیاری از مشکلات خواهد بود و دل ما دانشجویان روشن‌تر خواهد شد. جناب آقای مدیرعامل قبل از اقدامی ما دانشجویان کیش نیاز به یک پل مستقیم و ایستگاه ارتباطی با شما داریم چراکه هر چه گفته‌ایم هرگز به مدیران عامل سابق سازمان منطقه آزاد کیش نرسیده است. ما نیازمند رویکردی نوین جهت به‌کارگیری دانشجویان تحصیل‌کرده در تخصص و مهارت خود و عدم استفاده از آنان در شغل‌هایی با تخصص متفاوت داریم چراکه دانشجو هزینه‌های سنگین دانشگاه‌های مذکور کمر خم می‌کند و عمر خود را در دانشگاه می‌گذارند تنها به یک امید و آن چیزی نیست به نام "آینده".