تحلیل یک گزارش – صبح کیش | انتشار گزارش اخیر خبرگزاری مهر درباره بارشهای کمسابقه در کیش، بیش از آنکه تلاشی برای تحلیل یک پدیده طبیعی باشد، شبیه ساختن روایتی پرتنش برای جلب توجه رسانهای و دیده شدن است. پیوند بارندگی شدید و مدیریت شهری کیش به موضوع حجاب، رفتاری عجیب و دور از منطق حرفهای روزنامهنگاری است؛ رفتاری که این شائبه را تقویت میکند که هدف اصلی از نوشتن مقاله مورد نظر، افزایش بازدید از مسیر زرد نویسی است.
سامانه بارشی اخیر، پدیدهای منطقهای و کمسابقه بود؛ بهطوریکه میزان بارش ثبتشده طی دو روز، با مجموع بارش چند سال اخیر کیش برابری میکرد. شهرهایی مانند دبی، با زیرساختهای پرادعا و پر زرق و برق، روزها با اختلال جدی در تردد، خدمات شهری و … دستبهگریبان ماندند. تصاویر این وضعیت، همچنان در رسانههای بینالمللی و شبکههای اجتماعی قابل مشاهده است. نادیدهگرفتن این واقعیت و تمرکز گزینشی بر جزیره کیش، نه تحلیل تطبیقی محسوب میشود و نه نقد منصفانه.
خبرگزاری مهر در گزارش خود، مدیریت شهری را به حواسپرتی و بیتوجهی متهم میکند؛ اتهامی که با واقعیت میدانی و مدیریت بی نظیر بارشهای اخیر همخوانی ندارد. طی روزهای بارندگی، مدیران با همراهی بیش از 300 نیروی اجرایی بهصورت تماموقت در میدان حضور داشتند. تخلیه آب از معابر اصلی در بازهای کوتاه انجام شد و چرخه عادی شهر بهسرعت بازگشت. نکته مهمتر، آن است که با وجود شدت بارش بیسابقه، میزان آبگرفتگی در مقایسه با پنج سال اخیر بهمراتب کمتر بود؛ موضوعی که نتیجه برنامهریزی و اقدامات پیشگیرانه مدیران محسوب میشود.
در همین راستا، حفر ۷۲ حلقه چاه جذبی، ایجاد مسیرهای جدید و ترمیم شبکه فاضلاب، شیب بندی مسیرهای اصلی آبهای سطحی طی یک سال گذشته، نشانهای روشن از نگاه پیشدستانه مدیریت شهری نسبت به بحرانهای احتمالی است. این اقدامات نه واکنشی مقطعی، بلکه بخشی از یک رویکرد مستمر برای افزایش تابآوری شهر در برابر شرایط اقلیمی خاص کیش به شمار میآید.
طرح موضوع فرودگاه نیز با همان رویکرد انتخابی برای دیده شدن این خبر و جذب نگاه مخاطب مطرح شده است. آبگرفتگی محدود در بخشی از سالن، ریشه در یک نقص فنی موضعی در پروژهای است که ساخت آن چندین سال است به پایان رسیده است؛ پروژهای با مجری مشخص در سالهای گذشته. بزرگنمایی چنین مسئلهای و تعمیم آن به کل زیرساختهای شهری، بیش از آنکه نقد فنی باشد، القای بحرانی توهمی نزد نویسنده خبر است.
عجیبتر آن که، تلاش برای گرهزدن این رخداد طبیعی به رویدادهای فرهنگی و ورزشی است. اشاره غیرمستقیم به رویداد ورزشی اخیر کیش، در حالی انجام میشود که این رویداد توسط بخش خصوصی برگزار شد و هیچ اتکایی به بودجه عمومی نداشت. استفاده از چنین مثالهایی برای ساختن روایت ارزشی، نشان از توهم پیوند میان موضوعات نامرتبط دارد.
خبرگزاری مهر در این میان، مدیرانی را هدف قرار میدهد که جزو فعالترین مدیران یک دهه گذشته به شمار میآیند. با حضور همین مدیران، چرخهای گردشگری کیش دوباره به حرکت درآمد، پروژهها جان گرفت و نشانههای رشد اقتصادی شهر بهوضوح قابل مشاهده است. محبوبیت این مدیران در ذهن و قلب مردم کیش، حاصل شو رسانهای نیست؛ نتیجه اقداماتی است که اثرات آن در زندگی روزمره شهروندان لمس میشود و کیفیت زیست شهری را بهصورت عینی تغییر داده است.
در این میان، لحن و زاویه نگاه مقاله، این گمان را تقویت میکند که نویسنده بیش از آنکه با نیت تحلیل وارد موضوع شده باشد، از موضع یک بغض شخصی قلم زده است؛ گویی حتی تجربه یک بار حضور در کیش را هم ندارد و این شهر را از نزدیک ندیده است. با این حال، کیش به نردبانی برای دیدهشدن وی تبدیل شده؛ شهری که نام بزرگش ابزار جلب توجه شده و تخریب ذهنی و ساختگی آن، مسیری برای کسب اعتبار نزد نویسنده نزد مدیرانش تصور شده است.
کیش در این گزارش، نه بهعنوان یک شهر مدرن با پیچیدگیهای مدیریتی سطح بالا، بلکه بهعنوان پلی برای دیدهشدن رسانهای از طریق اخبار زرد ترسیم شده است. مهم نیست چه مدیران و مجموعه ای با چه عملکردی زیر تیغ اتهام قرار میگیرند یا چه تلاشهایی نادیده گرفته میشود؛ مهم، تولید تیتر پرکلیک و دیده شدن یک خبر است.
نقد رسانهای، جایگاه محترمی دارد؛ اما زمانی اعتبار میآورد که بر داده، انصاف و شناخت بستر محلی استوار باشد. در غیر این صورت، بحران طبیعی بهانه میشود و یک شهر، ابزار دیدهشدن.
بدون نظر! اولین نفر باشید